تبليغاتX
ندای انسان -

می خواهم تن ام را

تمام

پیشکش کنم

می خواهم جسم ام را

روان ام را

و تمام خودم را

به کسی دیگر دهم

 

هر کس که زیباتر باشد

و هر کس که اضطراب نگاه اش

تلنگری باشد

برای شکستن یک عقده ی متراکم

که من، سراسر عقده ام

که جهان، مرا به شدت سنگین کرده است

گویی تمام جرم کیهان

و تمام معنای کیان

در وجودم متراکم گشته است

 

سیاهچاله ای گشته ام

که نور همه چیز را می بلعم

لیک تاریک ام و کسی مرا نمی بیند

 

دیروز خودم را کشتم

و امروز نمی خواهم باز گردم

دیوانه وار، خود را غرق فضای سرخ اتاق خواب ام کردم

و در گوشه ای از این فضا به دنبال تاریکی می گردم

و تاریکی را درست همین جا یافتم...

 

+ نوشته شده در Tue 30 Oct 2007ساعت 10 AM توسط م ندای انسان |