راز استمرار هستی/ و خصلت دو گانه ی عشق/ فشاری که از زمین به تن ام وارد می آید/ و نتی که در پس خروار نت های دیگر، باز هم غالب اش، تکراری است/ و زمانی که می گویی، زمان وجود نداشت/ و جایی که می گویی، هیچ جایی نبود/ و باز همین ترتیب همیشه گی زمان و مکان/ جهانی که گویی همه چیز اش قافیه های کلام سرراست نظم گرفته است/ و شعری که در یک بسته ی کج مبهم دوست ات دارم ویران می شود/
وه! که قافیه سرودن و سخن راندن پوچی ام را می آزارد/ هر چه می کوشم تا در کناره ی خط ساحلی خشکی و دریا بجنبم، وای که موج های پر حجم زمان، مرا هجمه می آورند/ و می خواهند مرا به سوی عمیق ترین جای دریا ببرند/ نفس ام را در زیر خروار ها آب بستانند/ و تن ام را مرده به ساحل باز گردانند/ تازه اگر طعمه ی مرغان ماهی خوار و کوسه های درنده نشوم/ و هستی در همان اولین لحظه ای که زمان/ در من/ پدیدار گشت/ همچون آب دماغ کودکی/ کسل آور و چندش ناک/ در برابر ام آویزان شد/ و هر چه زمان می گذشت، کیهان آویزان، می غلتید و از خورش من سنگین تر شد/ و من اینجا، منتظر چکیدن این آویز ام/ تا تمام آن چه را که سیاه چاله های هستی با بی رحمی از من دزدیدند/ باز ستانم/ اما دریغ و افسوس که بر جرم تخیلات ام، لحظه به لحظه افزوده می شود/ و این قانون جاذبه ی گرانشی، لحظه به لحظه وجود ام را در خود اش می بلعد/ آخر در کدامین زمان، زمان مغرور جاودانه خواه از هم می پاشد/ و طومار هستی پلید/ در هم پیچیده می شود/
بزرگ ترین فاجعه رخ داد/ بزرگ ترین دزدی اتفاق افتاد/ و هیچ کس مجازات نشد/ و هیچ شخصی مواخذه نگشت/ و همه چیز در زیبایی راز گل سرخ پنهان شد/ و زمان، در راس آیین سرمایه داری جهانی محافظه کار/ زبان را کالای مصرفی عمومی ما کرد/ تا بدین سان یوغ بنده گی بر گردن ما نهد/ و در برده گی و بی گاری ما/ شکم اش را از تخیلات ما/ از توهمات ما/ پر تر کند/ اندیشه/ بازار آزاد کالای مصرفی زبان/ تا محتاج تر از هر زمان/ در پی قدرت و ثروت و شهوت و شهرت/ و به دنبال آینده و هدف و انگیزه/ جاودانه برده گی کنیم/ و شعر/ و عشق/ و هنر/ تنها چیزی که از کشمکش من و هستی باقی مانده است/ عشق و شعر و هنری/ که یک سر اش در دستان من است/ و سر دیگر اش در چنگال هستی است/ ای کیهان پتیاره!/ بی شک بدان! که نخ کلاف در هم پیچیده ی تو را خواهم کشید/ هیکل زشت و خپل ات را لاغر و هیچ خواهم کرد/ تا ای بیهوده! با نخ هایی که از من دزدیدی/ دوباره خویش را ببافم/

